زندگی هر انسانی همانند یک تابلوی نقاشی است که بعضی اوقات به جای فقط نگاه کردن باید روی آن راه رفت!
ما خیلی از مواقع یادمان می رود آن چه به عنوان زندگی پیش رویمان می بینیم در واقع یکی از هزاران تابلویی است که خالق هستی به طور لحظه به لحظه در حال نقاشی و ساختن آن است.ما فقط برای مدت کوتاهی به اندازه عمر خود دعوت شده ایم تا از تابلوهای مختلفی که در نمایشگاه اختصاصی زندگی مان قرار داده شده است دیدن کنیم.ما نباید هرگز خود را با تابلو یکی بدانیم.آنچه مقابل خود به عنوان زندگی می بینیم چیزی بیشتر از یک تابلو نیست.اما قاعده بازی زندگی این است که در هر لحظه یک تابلو مقابل چشمان ما قرار می گیرد،نه برای تماشا بلکه برای راه رفتن و قدم زدن روی آن.به زبان ساده اگر زندگی گاهی بر ما خیلی سخت می گیرد و شرایط همگی علیه ما به نظر می رسند،هرگز نباید این سختی و دشواری را با خود یکی بدانیم و آن را ابدی تصور کنیم.زندگی سخت فقط یکی از هزاران تابلویی است که در مسیر حیات خود تجربه می کنیم.ما باید یاد بگیریم که هرچه مقابلمان ظاهر می شود یکی از تابلوهای نقاش بزرگ هستی بدانیم و با شوق و شور در آن قدم بزنیم و در لابه لای نقاشی به دنبال مسیر نگاه نقاش بگردیم.
کمتر کسی پیدا میشه که دوست رو برای این بخواد که دوسش داشته باشه . نیگاش کنه و لذتشو ببره . از راه رفتنش ، صحبت کردنش خندیدنش ، و . . . کیف کنه . بدون هیچ چشم داشتی