تبریک عید به دوستان  

سلام
آرزو دارم دلتان مثل بهار پر شود از لـحظه های ماندگار زندگیْتان خالی از اندوه و غـم لـحظه های شادمانی بی شمار خانهً قلبتان پر از گلهای یاس نغمه خوان خانهً قلبت هزار باغ احساست پر از گلهای ناز همچو یک قالی پر از نقش و نگار روزهایتان هر یکی بهتراز روز قبل خوش بـوَِد بر کام تو این روزگار هـمچو شمعی باشین و هـمراه گل من بگردم دور تان پروانه واردر کنار خانوادتان صد سال عمر با عزت داشته باشین این عید باستان را پیشا پیش تبریگ عرض می نمایم به همه دوستان[گل][گل][گل][گل
]

درخواست از خدا

خدایا!انتظار زیادی نیست.به خدایی خودت قسم که انتظار زیادی نیست.من از تو هیچ نمیخواهم،خدایا فقط اجازه نده که هرگز این جمله را بشنوم،من نمیتوانم،نمیتوانم. ...............................................................................
خدایا تنها تو میدانی که در دل کوچک آسمانت چه میگذرد.تنها تو هر شب به درددلهای ناتمامم گوش سپرده ای.تنها تو در دل تاریک شب ستاره های اشکم را دیده ای که سوسو میزنند. .....................................................
.
خدایا تنها تو میدانی که چقدر دوستش دارم،چقدر  .دعایم را برایش اجابت کن.خدایا او خوشبخت و شاد باشد،من دیگر از تو هیچ نمیخواهم. ..........
هیچ نمیخواهم جز اینکه برای همیشه  خوشبختی اورا نظاره کنم. .........
خدایا!تو مهربانترینی،هرگز تنهایش نگذار.هرگز دستانش را رها نکن.من دوستش دارم،بیشتر از تمام دنیا،بیشتر از هرچیز و همه کس.تو این را از هرکسی بهتر میدانی. ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آه! که چقدرخسته ام.از کشیدن این بار سنگین بر شانه های ناتوانم خسته ام.احساس میکنم دیگر نمیتوانم،پاهایم دیگر رمق ندارند.از نگاههای دیگران،از حرفهای پر از کنایه،از اینهمه سخن خسته ام.


من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد

نگاه کن که در اینجا زمان چه وزنی دارد
و ماهیان چگونه گوشتهای مرا میجوند
چرا مرا همیشه در ته دریا نگاه میداری؟
من سردم است و از گوشواره های صدف بیزارم
من سردم است و میدانم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
که از تمامی اوهام سرخ یک شقایق وحشی
جز چند قطره خون ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چیزی به جا نخواهد ماند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من عریانم،عریانم،عریانم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 


 

زندگی

زندگی هر انسانی همانند یک تابلوی نقاشی است که بعضی اوقات به جای فقط نگاه کردن باید روی آن راه رفت!

ما خیلی از مواقع یادمان می رود آن چه به عنوان زندگی پیش رویمان می بینیم در واقع یکی از هزاران تابلویی است که خالق هستی به طور لحظه به لحظه در حال نقاشی و ساختن آن است.ما فقط برای مدت کوتاهی به اندازه عمر خود دعوت شده ایم تا از تابلوهای مختلفی که در نمایشگاه اختصاصی زندگی مان قرار داده شده است دیدن کنیم.ما نباید هرگز خود را با تابلو یکی بدانیم.آنچه مقابل خود به عنوان زندگی می بینیم چیزی بیشتر از یک تابلو نیست.اما قاعده بازی زندگی این است که در هر لحظه یک تابلو مقابل چشمان ما قرار می گیرد،نه برای تماشا بلکه برای راه رفتن و قدم زدن روی آن.به زبان ساده اگر زندگی گاهی بر ما خیلی سخت می گیرد و شرایط همگی علیه ما به نظر می رسند،هرگز نباید این سختی و دشواری را با خود یکی بدانیم و آن  را ابدی تصور کنیم.زندگی سخت فقط یکی از هزاران تابلویی است که در مسیر حیات خود تجربه می کنیم.ما باید یاد بگیریم که هرچه مقابلمان ظاهر می شود یکی از تابلوهای نقاش بزرگ هستی بدانیم و با شوق و شور در آن قدم بزنیم و در لابه لای نقاشی به دنبال مسیر نگاه نقاش بگردیم.

کمتر کسی پیدا میشه که دوست رو برای این بخواد که دوسش داشته باشه . نیگاش کنه و لذتشو ببره . از راه رفتنش ، صحبت کردنش  خندیدنش ، و . . . کیف کنه .  بدون هیچ چشم داشتی