چکاوک

من ترانه هایم را دوست دارم از ترانه های من چوپا ن ها فلوت می زنند ؟؟

گوسفندان زندگی می کنند از ترانه های من کنجشکان می رقصند ؟؟

بل بلان با هنر ند صدای ترانه های من را گرگ ها دوست ندارند ؟؟

روباه ها دوست ندارند.. زالوان دوست ندارند //؟؟

در ترانه هایم ترانه ایست که عشق به محال می زندو در ؟؟

ترانه های ترانه ایست داشتن به خیال و نداشتن غم دارد ؟؟

غمش همچو ترانه ایست که خاطره ایست ؟

که فال عشقش حیسش به ۱۰ است ؟؟

و دهش بی حیشت ۱ ایست ؟؟

خاطره ای ایست از یاری که رفته است با یاری ؟؟

تا ترانه گوید در دیاری .. که نه گرگها از ترانه ای او بترس نه ..

گنجشک هایش بی ترانه می میرند ؟؟

در ترانه هایم خرچنگی است که اگر ترانه ام بی ترانه باشد ؟؟

بر خیالم سنگ می زند وبر شعرم خطی می کشد ؟؟

قافیه اش را چنک زند دوست دار شما منصور ؟؟؟؟

شب یلدامبارک دوستان باشد

شب یلدا کـــه رفتم ســــوی خـانه گرفتـــــــم پرتقـــــــــــــال و هندوانه

خیـــــار و سیب و شیرینی و آجیل دوتـــــا جعبه انــــــــــــــار دانه دانه

گـــــــز و خربوزه و پشمک که دارم ز هــــــــر یک خاطراتی جــــــاودانه

شب یلدا بــــــــوَد یا شـــــــام یغما و یــــــــــــــا هنگــــــــام اجرای ترانه

به گوشم می رسد از دور و نزدیک نوای دلکـــــــــش چنگ و چغــــــانه

پس از صرف طعام و چــــای و میوه تقاضــــــــا کردم از عمّـــــــه سمانه

که از عهــــــد کهـــــــــن با ما بگوید هم از رسم و رســــــــــوم آن زمانه

چه خوش میگفت و ما خوش میشنیدیم پس از ایشان مرا گـــــــل کرد چانه

نمی دانم چـــــــرا یک دفعـــــه نامِ “جنیفر لوپز” آمــــــــــــــــد در میانه

عیالم گفت: خواهــــــــــان منی تو و یا خواهــــــــان آن مست چمانه؟

به او با شور و شوق و خنده گفتم عزیزم با اجــــــــازه، هــــــــــر دُوانه!!

نمی دانی چه بلوایی به پـــــا شد از آن گفتــــــــــــــــار پاک و صادقانه

به خود گفتم که”بانی” این تو بودی که دست همســـــــرت دادی بهانه

خلاصه آنچنــــــــــــــان آشوب گردید کـــــــــه از ترسم برون رفتم ز خانه

ز پشت در زدم فریـــــــــــاد و گفتم: “مدونا” هم کنارش، هر سه وانه!!

و آن شب در به روی مــن نشد باز شدم چـــــــــون مرغ دور از آشیانه

شب جمعــــــــــــه برای او نوشتم ندامت نامـــــــــــــه، امّـــا محرمانه

نمی دانم پس از آن نامــــــه دیگر عیالم کینه بــــــــــــا من داره یا نِه

ولی بگذار- بــــــــــــــا صد بار تکرار بگویم آخرین حرفــــــــــــــم همانه!!
شب یلدای همه ای دوستان مبارک دوستون دارم 
 

به علت بارش بي وفايي، جاده عشق لغزنده است،

لطفا با محبت حركت كنيد

از خواب نمی پره کسی وقتی که برگا میریزن     

 شقایق های بی پناه اسیردست پائیزن

مرزو حصارانتظارتوی غبار جاده هاست             

  تواین  هجوم بی کسی پروانه بودن اشتباست

بیشتر ما عاشق نیستیم یا توی خیالات سیر می کنیم یا نیاز به پشتیبان یا همدم و

همراه داریم واسه پیشرفت یا گذران وقت یا کاستن از تنش ها و ... یا گرفتار هوس و

نیرنگ و ریا هستیم و یا از ترس اینکه بدتر به سرمون بیاد زودی عاشق یکی که

گمان می کنیم می شه تحملش کرد می شیم یا نیاز مالی داریم یا نیاز جنسی یا ...

آخه این عشقه ؟؟؟ خدای ناکرده نمی خوام بگم همه اینجوری هستن با اینهمه هر کدوم

از ما گرفتار خیالات و گمان ها و اندیشه های کوچیکی از دوستی و عشق هستیم !

اینجا هست که " دوست داشتن " کم خطرتر و پویاتر و بهتر و والاتر هست البته اون

عشقی که بزرگان اندیشه و عرفان می گن هرگز اینجوری نیست که بد باشه :

گر نبودی عشق بفسردی جهان

این ها نیاز به اندیشه ی برتر و نگاه ویژه تر داره که اکنون بی خیال بشید هه هه !

یه پرسش اکنون واسم پیش اومد خب اگه عشق اونجوری هست و دوست داشتن بهتره

چی گیر عاشق می آد ؟؟ والله چی بگم خدا رو خوش بیاد ؟! یک حسرت و یک آه

و یک ناکامی و یک حسی که گذاشته برای بیدار کردن یکی دیگه و آموزش و

پرورش دادن یکی دیگه واسه یکی دیگه

خب اینجا هست که می فهمید کسی که ما رو دوست داره بی ریا و بی نیرنگ

یه جورایی داره فداکاری می کنه و یه جورایی داره بی منت کارش رو انجام می ده

بدون اینکه بخواد چیزی به دست بیاره که کمتر کسی این دروه زمونه اینجوریه

البته نباید همراه با دلسوزی و ترحم باشه اصلا این نظریه پایینی والسلام نامه تمام :

بهتره میان عشق و منطق و دوست داشتن هر سه رابطه ای برقرار کرد.

خستکی

خدایا سرد این پایین از اون بالا اگه میشه نگاه  کن         

یه کاری کن اگه  میشه فقط گاهی خودت قلبمو پاک کن

خدایا سرد این دستام از اون بالاخودت ببین میلرزه

مگه حتی همه دنیا به این به این سردی می ارزه

تمومش کن دیگه بسه شدم از زندگی خسته

یه زخمی دارم از دردش میسوزمو میخوام   میخوام بمیرم

خدایا من دارم میام یه کم با من مدارا کن

شنیدم گرم اغوشت اگه میشه منم یه گوشه جا کن

میدونم گرم اغوشت اگه میشه منم یه گوشه جا کن

دیگه از دنیا بریدیم

دلامون خیلی گرفته

تو کجایی که ببینی

همه جا رو غم گرفته

قلم

وقتی پرندهای زنده است

وقتی پرنده ای زنده است ، مورچه ها رو میخورد

وقتی میمیرد ، مورچه ها او را میخورند !

زمانه و شرایط در هر موقعی میتواند تغییر کند


در زندگی هیچ کس را تحقیر یا آزار نکنید

شاید امروز قدرتمند باشید

اما یادتان باشد زمان از شما قدرتمندتر است!!!

یک درخت میلیون ها چوب کبریت را میسازد

اما وقتی زمانش برسد

فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیون ها درخت کافیست.