كسى كه ناز مرا مى كشید مادر بود *** كسى كه حرف مرا مى شنید مادر بود

كسى كه گنج بدستم سپرده بود پدر *** كسى كه رنج به پایم كشید مادر بود


كسى كه شیره جان مى مكید من بودم *** كسى كه روح به تن مى دمید مادر بود

كسى كه در دل شب از صداى گریه من *** سپندوار زجا مى جهید مادر بود

كسى كه خارى اگر پیش پاى من مى دید *** چو غنچه جامه به تن مى درید مادر بود

كسى كه دور اگر مى شدم ز دامانش *** برهنه پا ز پیم مى دوید مادر بود

ز دست دشمن هستى در این سیه بازار *** كسى كه جان مرا مى خرید مادر بود

كنار بستر بیماریم پرستارى *** كه تا به صبح نمى آرمید مادر بود

بروزگار جوانى كسى كه قامت او *** به زیر بار محبت خمید مادر بود

كسى كه در غم و اندوه و در پریشانى *** به دردهاى دلم مى رسید مادر بود

گهى خشونت و تندى گهى عطوفت و مهر *** نشان و مظهر بیم و امید مادر بود

گهى دعا و ثنا گاه ناله و نفرین *** بهشت و دوزخ و وعد و وعید مادر بود

غرض كسى كه ز دنیا و آرزوهایش *** براى خاطر من دل برید مادر بود

كشید رنج ز آغاز زندگى تا مُرد *** كسى كه خیر ز عمرش ندید مادر بود

یكى شكسته قفس ماند و خسته مرغى زار *** كه از ثَرى به ثریا پرید مادر بود